احساس تنهایی و مهارتهای برقراری ارتباط های اجتماعی سالم
ما چقدر دیر متوجه می شویم که زندگانی و حیات یعنی همان دقایق و ساعاتی است که با کمال شتابزدگی انتظار گذشتن آن را داشتیم. « دیل کارنگی»
انسان موجودی است اجتماعی و بدلیل افزایش روزافزون نیازها، روز به روز این ارتباط ها افزوده می شود( البته بگذریم از اینکه با ورود کامپیوتر و فن آوری اطلاعات رنگ و بوی این ارتباط متفاوت شده است) اگر از افراد پرسیده شود بیشترین چیزهایی که شما را خوشحال و رضایتمند می کند،کدامند؟
افراد متاهل اظهار می کنند: (1)عشق و عاشقی، (2) ازدواج و بچه دار شدن، (3) خوشحالی همسر، (4) شغل مناسب، (برای مردان) و رشد شخصیتی (برای زنان) و (5) سکس.
اما برای افراد مجرد موارد ذیل صادقند: دوستان و زندگی اجتماعـی ، (2) عاشق شدن ، (3) شغل ، (4) تحصـیلات و مـوفقیت ، (5) سکس .
همچنانکه ملاحظه می شود تقریبا تمامی این موارد به نحوی درگیر ارتباط با دیگران است.
از نظر تعریف، احساس تنهایی و بی کسی به معنی از دست دادن یا فقدان ارتباط عاطفی انسانی عمیق است و در حدود 20% افراد در مرحله ای از زندگی خود چنین احساسی را تجربه می کنند. بایستی تنهایی را از تنها بودن جدا دانست. زیرا ممکن است فردی حتی با اینکه در اطرافش آدم و فامیل زیادی وجود دارد و روابط اجتماعی اش نیز برقرار است، ولی باز هم احساس تنهایی و بی کسی کند. در مقابل، فردی تنها زندگی کند ولی خوشحال و شاد باشد.
|
تنهایی و بی کسی در حیوانات نیز زجر آور است |
Ø علل بوجود آورنده احساس تنهایی و بی کسی
هر عاملی که باعث به وجود آمدن اختلال در روابط صمیمی و مطلوب بین فرد و دیگران شود، می تواند باعث دلتنگی و احساس بی کسی در فرد شود. مهمترین این علل عبارتند از: از دست دادن دوست یا احساس تفاوت داشتن با دیگران؛ بی نیازی در برقراری ارتباط؛ رفتار نامناسب و طرد کننده با دیگران؛ عدم درک و پذیرش افراد؛ موقعیت های خاص اجتماعی(نظیر زندانی شدن و ...)؛ نقل مکان از محل زندگی یا کار؛ ارتباط نادرست و غیر صمیمانه والدین در دوران کودکی؛ خجالت و کم رویی؛ توقع بیش از حد از دیگران داشتن؛ کاهش ارتباط معنی دار با خدا؛ تصور اینکه عشق و ازدواج حلال همه مشکلات ماست و ...
Ø نشانه ها و عواقب تنهایی
اگر ما را همانند کودکان در یک جایی بدون دلیل و انگیزه ای تنهای تنها بگذارند پس از چند روز شروع به ترسیدن، عصبانیت، داد و فریاد می کنیم. با گذشت زمان کم کم درمانده و آرام می شویم و پس از گذشت 2 هفته کاملا بی حس و منفعل(حالتی از بیهوشی در بیداری) می شویم ( حالتی که بر سر افرد در سلول های انفرادی پیش می آید).
احساسات فرد تنها ممکن است به صورت (1) مطرود شدگی (بی کسی و ترس)، (2) افسردگی (دلتنگی، ترحم به حال خود، خالی و پوچ بودن)، (3) بی حوصلگی ( بیقراری،عصبانیت،تحریک پذیری) و یا (4) سرکوفت زدن به خود (من زشتم، احمقم، بی ارزشم، و ...)باشد. خود این احساسات باعث تخریب اعتماد به نفس و در نهایت افسردگی می شوند. تنهایی، عدم اعتماد به نفس و افسردگی با هم یک چرخه معیوب بوجود آورده و همدیگر را تشدید می کنند و با شدت به فرد فشار و استرس وارد می کنند. زیرا سیستم فکری فرد تنها و افسرده از ترس اینکه مبادا توقعات خود از دیگران و بالعکس، دیگران از او برآروده نشود، از برقراری ارتباط گریزان می شود و برای توجیه وضعیت خود دلایلی همچون عدم درک توسط دیگران،وجود نقص و اشکالات متعدد در خود و یا عدم وجود فرد مناسب، عدم وجود امکانات، مشغله زیاد، بی نیاز از برقراری ارتباط و امثال آن می آورد..
|
نکته: علاوه بر اثرات روحی و روانی تنهایی، جسم و جان فرد نیز دچار مشکل و ضعف خواهد شد و او را بیشتر در معرض بسیاری از بیماری ها(خصوصا بیماری های عفونی، قلیب عروقی، گوارشی و سرطان)قرار دهد. |
|
توجه: زمانی یک ارتباط دوستانه و صمیمی و عمیق خواهد بود که(1) طرفین با یکدیگر راحت، آزاد و صادقانه برخورد کنند. آنها باید آنفدر احساس امنیت کنند که خودشان باشند و احساسات و تجربه ها و حوادث شخصی و خصوصی خوب و بد خود را با طرف مقابل شریک کنند ؛(2) برای یکدیگر نعمت باشند و نه نقمت و (3) به یکدیگر اعتماد داشته و وفادار باشند.. |
Ø روش های برقراری ارتباط و رهایی از تنهایی
برای رهایی از تنهایی و برقراری ارتباط با دیگران بایستی در چهار سطح زیر کنکاش کرد و تغییرات ایجاد نمود:
1) شناخت افکار منفی و اصلاح آنها: ریشه اصلی تنهایی و عدم وجود رابطه صمیمی با دیگران، افکار خودکار(غیر ارادی) منفی ما نسبت به برقراری ارتباط با دیگران است و ممکن است یک یا چند تا از افکار و برداشتهای منفی و غلط زیر باشد (کدامیک از آنها در مورد شما صادق است).
· من زیبا و دلنشین نیستم و مردم افراد زیبا را دوست دارند.
· ممکن است کارهای بچه گانه و ناپخته از من سر بزند و دیگران به من بخندند.
· کسی مرا دوست ندارد و به من توجهی ندارد.
· همه می خواهند از من سوء استفاده کنند، بهتر است به کسی اعتماد نکنم.
· من با بقیه متفاوت هستم. آنها مرا درک نخواهند کرد. اگر با آنها رو راست باشم از من بدشان خواهد آمد.مجبورم جور دیگری خود را نشان دهم.
· چون چندین بار از دست دوستان ضربه خورده ام، بهتر است وارد ارتباط جدیدی نشوم تا اینکه فردی کاملا قابل اطمینان و با ویژگی های کاملا یکسان با خودم پیدا شود.
· من نمی توانم تمام نیازها و توقعات طرف مقابلم را برآورده نمایم ( طرف مقابل لزوما جنس مخالف نیست و می تواند دوست،مادر ، برادر، و ... باشد)
· اگر احساس واقعی ام را بیان کنم او مرا کنار خواهد گذاشت. من هر گز آن چیزی را که می خواهم بدست نخواهم آورد.
· مردم باید بدون اینکه درخواست کنم آنچه که من می خواهم به من بدهند.
· طرف مقابلم حتی اگر بخواهم،تغییر نخواهد کرد. همه چیز باید بر اساس نظر و عقاید من استوار و در جریان باشد. اگر طرف مقابلم به خواسته های من عمل نکند معلوم می شود که او مرا دوست ندارد.
راه حل: پس از مشخص کردن افکار و برداشت های منفی خودکار، حال باید از خود پرسید این افکار تا چه حد به واقعیت نزدیک هستند. آیا در خانه ماندن لذت بخش تر است یا تنها بیرون رفتن؟ آیا نمی توانید لطیفه یا مطلبی جالب یاد گرفته و بگویید؟ آیا واقعا همه افراد دائما در حال ارزیابی و زیر ذره بین بردن شما هستند؟ آیا طرد شدن واقعا نابودی است؟ آیا ویژگی های شخصیتی مهمترند یا خصوصیات ظاهری افراد؟ ایا هیچ نکته مثبتی که بتواند دیگران را جذب کند، ندارید؟ آیا فردی وجود دارد که از همه حیث کامل و بی نقص باشد؟ آیا می توان تمام خصوصیات افراد را شناخت؟ آیا ... و آیا...
2) تغییر رفتار: همانند اکثر ویژگی های آدمی، رفتار آدمی نیز قابل تغییر است. مهمترین تغییر فتاری لازم برای غلبه بر تنهایی و برقراری ارتباط، شرکت در فعالیت های دسته جمعی مفرح است. بر حسب علاقه تان می توانید در کلاس هاس آموزشی یا تفریحی یا ورزشی، گروه تئاتر یا تیم ورزشی مدرسه و غیره شرکت کنید. سعی کنید صلاحیت و توانمندی های خود را در محل کار، مدرسه و سایر موقعیت ها افزایش دهید. افراد توانمند(چه فکری و چه عملی) بیشتر قادر به عطاء و بخشش به دیگران هستند و بیشتر مورد توجه و علاقه دیگران قرار می گیرند.
3) اصلاح احساسات و عواطف: به کمک روش های مناسب احساس خجالت و ترس در ارتباط با دیگران را کاهش دهید. احساس نا امیدی و یاس و افسردگی را به طور مناسب کاهش دهید. اعتماد به نفس، صبر و شکیبایی خود را افزایش دهید.
هر فرد اجتماعی باید بیاموزد که ممکن است توسط فرد یا افرادی طرد شود. همه افراد شما را دوست ندارند و همین طور شما همه افراد را دوست ندارید، بلکه برخی افراد برای بعضی دیگر دلنشین و مطلوب به نظر می رسند. افرادِ تنها دو اشتباه برزگ دارند: 1) وقتی در میان جمع هستند فکر می کنند که توسط دیگران زیر ذره بین هستند و به همین دلیل بجای اینکه آرام و خونسرد باشند، نگران و مضطرب هستند و حتی ممکن است دست به رفتارهای مضحک بزنند؛ (2) به دلیل همین فکر، اگر توسط فردی طرد شوند یا مورد توجه قرار نگیرند، برداشت و افکار خود را تائید کرده و احساس شکست و بد بودن می کنند. این نتیجه گیریهای غلط بایستی اصلاح شوند. اکثر افرادی که در جمعی شرکت می کنند فقط می خواهند وقت خوب و خوشی داشته باشند و بیکار یا بیمار نیستند که وقت خود را صرف بررسی دیگران نمایند ( اگر چه در بسیاری از ما ایرانی ها این فرهنگ و عادت شده است)
4) یاد گرفتن مهارتهای روابط اجتماعی:لازمة برقراری و تدوام و رابطة اجتماعی و فردی آگاهی از قواعد و اصول صحیح روابط اجتماعی است. برخی از این اصول به قرار زیر هستند:
· شنونده خوبی باشید: یکی از موثرترین و کار آمدترین مهارت های ارتباطات فردی و دوستانه، گوش فرا دادن به طرف مقابل، همراه با همدلی و همدردی است ( خصوصا در موقعیت های عاطفی). در چنین مواردی فقط کافی است آنچه را که شما از صحبتها و پیام های طرف مقابلتان درک کرده اید بدون هیچ گونه قضاوت، تمسخر و انتقادی به او باز گردانید. مثلا اگر دوستتان در حال درد و دل در مورد موقعیت دشوار و سختش در منزل صحبت می کند، در میان پیامهای پایان یافته اش مثلا بگویید؛ اوه، واقعا!! به نظر می رسد فشار زیادی به شما وارد می شود؛ یا کمتر کسی می تواند این چنین وضعیتی را تحمل کند؛ یا شما خیلی صبور و بردبارید( از اغراق و تملق خود داری کنید).
· دیگران( و خود) را همان طور که هستند، بپذیرید: پذیرش نه به معنی بی نظیر و کامل دانستن طرف مقابل(یا خود) است، بلکه قبول هر آنچه که هست و امید و انتظار به بهتر شدن ( افکار، اعمال و شخصیت افراد قابل تعلیم و تغییر هستند) هیچکس بی عیب و کامل نیست. اجازه دهید به کمک شما تغییرات مورد نظر و درست تان به مرور در او ایجاد شود( لازمة موفقیت در این امر، شناخت فنون تغییر شخصیتی، کنترل احساسات و حمایت طرف مقابل است).
|
توجه: در هنگام صحبت و گفتگو توجه خود را بطور کامل به طرف مقابلتان بدهید و از نگاه کردن به اطراف خودداری کنید. |
|
نکته: در اولین ملاقات از ابراز احساسات و عواطف خود داری و از صحبت بیش از حد در مورد خودتان پرهیز کنید و برای معرفی خود ابتدا با حقایق کوچک شروع کنید. |
· توقعات خود را معقول و واقع بینانه کنید: هیچگاه انتظار نداشته باشید، دوستتان انتظارات و خواسته های شما را بدون چون و چرا بپذیرد و عمل کند، و یا همواره شما را درک کند( حتی بدون بیان احساسات و عواطف خود) و بین شما و او یگانگی محض و اطمینان کامل وجود داشته باشد و هر گز از دست شما عصبانی و ناراحت نشود و یا با شما مخالفت نکند. در چنین مواقعی از خود بپرسید:
اگر موقعیت بر عکس می شد، ایا شما می توانستید از عهدة توقعات دوستتان برآیید؟؛ آیا شما برای طرف مقابلتان که در آن قضیه خاص مشکل پیدا کـرده ایـد، همه چیز را روشن کـرده ایـد؟ آیا شما خواسته هایتان را بطور شفاف و مستقیم بیان نموده اید؟! آیا به او فرصت تصمیم گیری داده اید تا خواستة شما را اجابت کند یا نه؟
توجه: اگر می خواهید یک ارتباط صمیمانه و عمیق و در کل عاشقانه داشته باشید، باید چند چیز را رعایت کنید: (1) با خود و طرف مقابلتان صـادق باشیـد ( در ایـن حالت لازم نیست هیچ گاه نقش بازی کنید و احساسات و عـواطف خـود را نادیـده بگـیریـد)؛ (2) دوستتان را همان طور که هست بپذیرید ( اگر رفتاری مورد پسند شما نیست، با ذکر صریح آن و دلایل مربوطه، در صورت موافقت قلبی دوستتان، به او فرصت کافی بدهید و حمایت خود را دریغ نکنید)؛ (3) خود را قبول و دوست داشته باشید ولی خودخواه نباشید. هرگاه هر یک از شرایط و موارد فوق وجود نداشته باشد، مطمئن باشید وارد یک بازی شده اید ( و نه دوستی) که برنده ای نخواهد داشت.
نکته: حداقل مدت زمان لازم برای آشنایی با اکثر ویژگی ها و خصوصیات شخصیتی و عاطفی افراد ( جهت برقراری ارتباط و یا ازدواج) حداقل 6 ماه و بطور متوسط 3 سال است (البته بگذریم از اینکه بسیاری از زوجین پس از سالها زندگی مشترک هیچیک از خصوصیات و ویژگی های مهم و اساسی یکدیگر را نمی شناسند
· خواسته خود را بیان کنید: این را بیاد داشته باشید که دیگران حس ششم ندارند و تنها زمانی از خواسته شما با خبر خواهند شد که شما آن را به زبان آورید. یکی از اشتباهات (بخصوص زوجهای جوان) آن است که انتظار دارند همسرشان بتواند سلیقه ها و خواسته های وی را حدس بزند، بدون اینکه خودشان مجبور باشند چیزی بگویند و معمولا همین امر باعث دلخوری و اختلاف بین آنها می شود.
